ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

405

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

مادرش مريم دختر بختيشوع خواهر جبرئيل بود ، دوم يوحنا بن ماسويه ، سوم و چهارم و پنجم ، شابور و يوحنا و فذاهويه كه سه نفر اخير فرزندان سهل بودند . در آن وصيت نوشت كه با مادر جورجس و مادر يوحناى ماسويه زنا كرده و آن دو بجورجس و يوحنا آبستن شدند . يوسف گفت : ديگر از شوخىهاى سهل اين است : كه روزى من نزد اعين بن - هرثمة بن اعين بودم كه بين سهل و جورجس در مورد تب ربعى كه اعين بدان مبتلى بود بحث شد . سهل موضوع وصيت خود را در آن مجلس عنوان كرد و كسانى كه در چپ و راست جورجس نشسته بودند به او خيره شدند . جورجس بقدرى عصبى شد ، كه به لرزه درآمد . سهل فرياد زد : « صرى وهك المسيه أخر وافى اذنه آيه خرسى » مقصود سهل از اين عبارت آن بود : « صرع و حق المسيح اقروأ فى اذنه آية الكرسى » . مفاد و معناى آن چنين است : به حق حضرت مسيح او غش كرد ، در گوشش آية الكرسى بخوانيد . يوسف گفت : ديگر از شوخىهاى او اين بود : روز يكشنبه‌اى قبل از عيد فصح مسيحيان كه آن را « شعانين » مىنامند ، به قصد رفتن بدير جاثليق و محلهائى كه مسيحيان در آن روز بدانجا مىروند ، از خانه خارج شد . يوحناى ماسويه را ديد ، كه با وضعى آبرومندتر از وضع او سوار بر اسبى از مركب او چابك‌تر با غلامان زيبائى چند در حركت بود . سهل كوسه بر او حسد برد و نعمت‌هاى ظاهرى يوحنا ويرا تكان داد . لذا سهل نزد رئيس قراولخانه و اسلحه‌خانه ناحيه رفت و به او گفت : پسرم از من نافرمانى مىكند و از خود راضى شده و ثروت و دارائى او را مردى ناسپاس ساخته و به من اعتنائى نمىكند . اگر او را زمين زده و بيست شلاق به او بزنى ، كه دردش آيد بيست دينار به تو مىدهم . سپس دست در جيب برد و بيست دينار به او داد . چون يوحنا